ترانس جریان یا CT - قسمت اول

ترانس جریان یا CT - قسمت اول


ترانس جريان (CT)

نظر به اينكه ساخت كليه دستگاه‌هاي حفاظتي و اندازه‌گيري به صورت پرايمري به دلائل فني تقريباً غيرممكن و غيراقتصادي مي‌باشد، لذا اين ترانسفورماتور، جريان شبكه را به مقادير استاندارد 1 يا 5 آمپر كاهش مي‌دهد تا قابل استفاده در دستگاه‌هاي حفاظتي و اندازه‌گيري در مدارات ثانويه گردد.

 

تفاوت CT های حفاظتی وCT هاي اندازه‌گيری

 ترانسفورماتور جريان، مدار ثانويه را از مدار اوليه (كه داراي ولتاژ و جريان بالا است) ايزوله مي‌كند، ضمن آنكه از جريان بالاي اوليه مقداري فراهم مي‌آورد كه اولاً قابل اندازه‌گيري بوده و ثانياً بطور خطي و متناسب با مقدار مدار اوليه باشد. البته نقش C.T اندازه‌گيري همانند C.T حفاظتي نيست. يك C.T اندازه‌گيري فقط در شرايط عادي خط، مقادير متناسب با اوليه را مي‌سازد و در صورت بروز اتصالي در شبكه، به اشباع مي‌رود و با ثابت نگهداشتن جريان در ثانويه، از سوختن وسائل اندازه‌گيري جلوگيري مي‌كند. در حاليكه يك C.T حفاظتي وظيفه دارد در مواقع اتصالي مقدار جريان ثانويه را متناسب با مقدار اوليه به رله منتقل كند. هرگونه قصور C.T حفاظتي باعث مي‌شود كه عملكرد سلكتيو (انتخابي) رله‌هاي متوالي، بدرستي صورت نگيرد. بنابراين بايد C.T حفاظتي را به تناسب سيستم حفاظتي انتخاب نمود بنحوي كه به دقت با رله‌ها منطبق بوده و توأماً حفاظت كاملي را بوجود آورد.

 

خطر باز بودن ثانویه CT هنگام در مدار بودن

 در صورت باز شدن ثانويه C.T. حين كار، فقط جريان مدار اوليه حضور خواهد داشت و E.M.T. يا نيروي الكتروموتوري بزرگي در ثانويه توليد و در ترمينالهاي ثانويه ظاهر خواهد شد و علاوه بر ايجاد خطرات جاني، انهدام عايقي مدار ثانويه را بدنبال خواهد آورد. به عبارت ساده‌تر، در هر دو سيم پيچ اوليه و ثانويه، نيروي محركه مغناطيسي (Magneto Motive Force) M.M.F توليد مي‌شود كه برخلاف هم هستند. M.M.F ثانويه قدري كوچكتر از M.M.F اوليه است و در نتيجه برآيند اين دو اندك است و همين برآيند است كه در هسته شار ايجاد مي‌كند و اين شار در حالت كار عادي C.T كوچك بوده و ولتاژ كمي در ثانويه بوجود مي‌آورد. وقتي ثانويه C.T در حال كار باز شود، M.M.F ثانويه صفر مي‌شود در حاليكه M.M.F اوليه ثابت باقي مانده است. در نتيجه M.M.F برآيند برابر با M.M.F اوليه خواهد شد كه بسيار بزرگ است. اين M.M.F شار زيادي در هسته C.T مي‌بندد كه خود باعث به اشباع رفتن آن مي‌شود. در عين آنكه ولتاژ زيادي در ثانويه ايجاد مي‌كند، از حد تحمل عايقي آن مي‌گذرد و مي‌تواند ترانسفورماتور جريان را منهدم كند. ولتاژ زياد بوجود آمده نيز مي‌تواند خطرناك باشد. در اين وضعيت، جريان‌هاي فوكو و هيسترزيس نيز زياد شده و ايجاد تلفات حرارتي و سبب آتش گرفتن C.T مي‌شود. همه اين مسائل اگر موجبات انهدام C.T را فراهم نياورد، كلاً باعث كاهش كيفيت C.T و تغيير نسبت تبديل و افزايش خطاي زاويه مي‌شود.